پرنده
اسم اورا گذاشته ام پرنده
پرنده من در جای دیگری لانه دارد
من هرروز به انتظار دیدن پروازش هستم
به انتظار شنیدن اوازش هستم
دوستش دارم در حالی که دلم نمیخواهد او بداند که من اینقدر منتظرش هستم
ولی من دارم از پرنده دور میشوم فرسنگها دورتر شاید ضبط صدایش تنها تا مدتها بتواند مرهمی برایم باشد
مواظب خودت باش من که فراموشت نمیکنم ولی شاید تو زود مرا از یاد ببری.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:43 توسط حدیثه
|